مسئله قبل از تکنولوژی
ابتدا مسئله، رفتار و اصطکاک واقعی کاربر را میفهمم؛ بعد سراغ انتخاب فناوری میروم.
در پروژههایی که میسازم، فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را کم کند، تصمیمگیری را بهتر کند یا یک تجربه پیچیده را سادهتر سازد. هوش مصنوعی برای من یک برچسب بازاریابی نیست؛ یکی از ابزارهای ساختن محصول بهتر است.
این اصول قانون ثابت نیستند؛ چارچوبی برای تصمیمگیریاند و باید با شواهد، رفتار کاربر و شرایط بازار سنجیده شوند.
ابتدا مسئله، رفتار و اصطکاک واقعی کاربر را میفهمم؛ بعد سراغ انتخاب فناوری میروم.
قابلیت واقعی، تجربه کاربر و شواهد ساختن مهمتر از ادعاهای بزرگ و زبان تبلیغاتی هستند.
محصول باید بتواند رشد کند، یاد بگیرد، داده تولید کند و در صورت نیاز به اکوسیستم بزرگتری متصل شود.
اینها thesis هستند، نه ادعای اثباتشده. هر کدام باید در طول زمان با محصول، داده و تجربه واقعی پشتیبانی یا اصلاح شوند.
AI زمانی ارزش دارد که زمان، خطا، اصطکاک یا هزینه تصمیمگیری را کاهش دهد.
زبان، فرهنگ، رفتار و زیرساخت بازار فارسی فرصت ساخت تجربههایی را ایجاد میکنند که ترجمه ساده محصولات خارجی نیستند.
دانش محصول، زیرساخت، داده، توزیع و تجربه عملیاتی باید بین پروژهها قابل انتقال باشد؛ بدون اینکه هویت مستقل هر محصول از بین برود.
هر محصول باید نشان دهد این اصول در یک مسئله، بازار و تجربه واقعی چگونه اجرا میشوند.