نگاه من به ساخت محصول

محصول خوب از فناوری شروع نمی‌شود؛ از یک مسئله واقعی شروع می‌شود.

در پروژه‌هایی که می‌سازم، فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را کم کند، تصمیم‌گیری را بهتر کند یا یک تجربه پیچیده را ساده‌تر سازد. هوش مصنوعی برای من یک برچسب بازاریابی نیست؛ یکی از ابزارهای ساختن محصول بهتر است.

سه اصل برای ساختن

این اصول قانون ثابت نیستند؛ چارچوبی برای تصمیم‌گیری‌اند و باید با شواهد، رفتار کاربر و شرایط بازار سنجیده شوند.

01

مسئله قبل از تکنولوژی

ابتدا مسئله، رفتار و اصطکاک واقعی کاربر را می‌فهمم؛ بعد سراغ انتخاب فناوری می‌روم.

02

محصول قبل از نمایش

قابلیت واقعی، تجربه کاربر و شواهد ساختن مهم‌تر از ادعاهای بزرگ و زبان تبلیغاتی هستند.

03

سیستم قبل از ویژگی

محصول باید بتواند رشد کند، یاد بگیرد، داده تولید کند و در صورت نیاز به اکوسیستم بزرگ‌تری متصل شود.

فرضیه‌هایی که پرتفوی را شکل می‌دهند

این‌ها thesis هستند، نه ادعای اثبات‌شده. هر کدام باید در طول زمان با محصول، داده و تجربه واقعی پشتیبانی یا اصلاح شوند.

هوش مصنوعی باید در محصول حل شود، نه فقط در پیام بازاریابی.

AI زمانی ارزش دارد که زمان، خطا، اصطکاک یا هزینه تصمیم‌گیری را کاهش دهد.

فارسی یک لایه محصولی جدی است.

زبان، فرهنگ، رفتار و زیرساخت بازار فارسی فرصت ساخت تجربه‌هایی را ایجاد می‌کنند که ترجمه ساده محصولات خارجی نیستند.

پرتفوی باید از یادگیری مشترک سود ببرد.

دانش محصول، زیرساخت، داده، توزیع و تجربه عملیاتی باید بین پروژه‌ها قابل انتقال باشد؛ بدون اینکه هویت مستقل هر محصول از بین برود.

محصولات، آزمون واقعی این نگاه هستند.

هر محصول باید نشان دهد این اصول در یک مسئله، بازار و تجربه واقعی چگونه اجرا می‌شوند.